غلامحسين محرمى

123

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

تذكر مىدهد كه چرا خليفه سخن كسى را كه نصف امت به امامت او قائلند ، در حضور درباريان ، فرماندهان ، وزرا و كاتبان بر نظر تمام علماى مجلسش ترجيح مىدهد . « 1 » حتى تشيّع به ميان فرماندهان و رجال دولت عباسى نيز راه يافته بود ؛ چنان‌كه يحيى بن هرثمه نقل مىكند : « متوكل خليفه عباسى مرا براى آوردن امام هادى عليه السّلام به مدينه فرستاد . هنگامىكه همراه آن حضرت به بغداد رسيدم ، نزد اسحاق بن ابراهيم طاهرى ، حاكم بغداد رفتم . او به من گفت : اى يحيى ! اين مرد فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله است . متوكل را هم مىشناسى . اگر متوكل را بر قتل او تحريك كنى ، با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دشمن شده‌اى گفتم : من از او جز نيكى نديدم آن‌گاه به سوى سامرا روانه شديم . وقتى به آن‌جا رسيدم ، پيش از هركس نزد وصيف تركى « 2 » رفتم . او نيز به من گفت : اگر يك مو از سر اين مرد كم شود ، با من طرف هستى » . « 3 » سيد محسن امين در جلد نخست كتابش تعدادى از دولت‌مردان عباسى را در شمار شيعيان آورده است كه عبارتند از : ابو سلمه خلال « 4 » ، نخستين وزير خلافت عباسى كه به وزير آل محمد ملقب بود ، ابو بجير اسدى بصرى ، از فرماندهان و اميران بزرگ زمان منصور ، محمد بن اشعث وزير هارون الرشيد . همين شخص هنگام دست‌گيرى امام كاظم عليه السّلام داستانى دارد كه به تشيّع او دلالت مىكند ، على بن يقطين ، يكى از وزراى هارون ، يعقوب بن داود ، وزير مهدى عباسى و طاهر بن حسين خزاعى ، حاكم خراسان در عهد مأمون و فاتح بغداد كه بدين‌سبب حسن بن سهل او را به جنگ ابى السرايا نفرستاد . « 5 » از جمله قاضيان شيعه عبارتند از : شريك بن عبد الله نخعى قاضى كوفه و واقدى مورخ مشهور كه در دورهء مامون قاضى بود . « 6 »

--> ( 1 ) . همان ، ج 50 ، ص 6 . ( 2 ) . از فرماندهان ترك . ( 3 ) . مسعودى . مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، ط اول ، ج 4 ، ص 183 . ( 4 ) . البته برخى از صاحب‌نظران معتقدند : اگر دليل تشيّع ابو سلمه ، نامه‌اى باشد كه - مبنى بر پيشنهاد خلافت - به امام صادق عليه السّلام نوشته بود . دليل كافى به نظر نمىرسد زيرا اين حركت را ، يك حركت سياسى دانسته‌اند . رجوع شود : به پيشوايى ، مهدى ، سيره پيشوايان ، موسسه امام صادق عليه السّلام ، ط هشتم ، 1378 ، ص 378 . ( 5 ) . اعيان الشيعة ، دار التعارف للمطبوعات ، بيروت ، ج 1 ، ص 191 . ( 6 ) . همان ، ص 192 و 193 ، البته در مورد تشيّع واقدى در ميان محققان ، بحث و اختلاف‌نظر هست .